الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

129

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

در آن روز قرآن و پيروان مكتبش هر دو از ميان مردم رانده و تبعيد مىشوند ، و هر دو همگام و مصاحب يك ديگر ، و در يك جاده گام مىنهند و كسى پناهشان نمىدهد ! ، قرآن و اهلش در آن روز بين مردمند اما ميان آنها نيستند ، ! ، با آن‌هايند ولى با آنها نيستند ! چه اين كه گمراهى با هدايت هماهنگ نشود گر چه كنار يكديگر قرار گيرند . مردم در آن روز بر تفرقه و پراكندگى اتحاد كرده ، و در اتحاد و يگانگى ، پراكندگى دارند . گويا اين مردم پيشوايان قرآنند و قرآن پيشواى آنان نيست ( در اين هنگام ) جز نامى از قرآن نزدشان باقى نماند و جز خطوط آن چيزى نشناسند ، از دير زمان افراد صالح و نيكوكار را كيفر مىكردند ، صدق و راستى آنان را افترا و دروغ بر خدا مىناميدند و در برابر اعمال نيك كيفر گناه قرار مىدادند . آنان كه پيش از شما بودند در اثر آرزوهاى طولانى و پنهان بودن سر آمد زندگى هلاك شدند ، تا آنكه مرگشان فرا رسيد ، مرگى كه عذرها را رد مىكند و با فرا رسيدنش درهاى توبه بسته مىشود ، و حوادث سخت و مجازاتها با آن فرو مىبارد ! . اندرز بمردم اى مردم ! هر كس از خداوند درخواست نصيحت كند ( و اطاعت او امرش را بنمايد ) موفق مىشود ، و آن كس كه قول خداوند را دليل و راهنماى خود قرار دهد « به استوارترين راه » هدايت يابد . زيرا كسى كه به خدا پناه آورد ايمن گردد ، و دشمن خداوند همواره خائف است . سزاوار نيست آن كس كه عظمت خداى را شناخت خود را بزرك بشمرد ، . بلكه بزرگى و عظمت آنان كه از مقام بزرك خدا آگاه مىشوند ، در اين است كه در برابرش متواضع ، و سلامت آنان كه از قدرت نا محدود او آگاهند ، اين است كه در برابرش تسليم گردند . بنا بر اين از حق ، فرار نكنيد آن گونه كه انسان سالم از « گر » و تندرست از بيمار فرار مىكند ، آگاه باشيد هيچ گاه راه حق را نخواهيد شناخت مگر اين كه آنها كه آن را ترك گفته‌اند . . .